صفحه ها
دسته
دانلود
وبلاگ دوستان
پیوندها
وبلاگ دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 422264
تعداد نوشته ها : 571
تعداد نظرات : 506
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
سلام قبلا گفته بودم یه مقاله در مورد امنیت اجتماعی خواهم گذاشت الان خرسندم که تونستم این وعده رو عملی کنم

 


  • بسم الله الرحمن الرحیم
    در گیرودار کشمکش های سیاسی که ماههاست بر کشور مستولی شده و همه ظرفیتهای نظام را به خود مشغول کرده شاید سخن گفتن از موضوعات دیگر به مذاق سیاست محورها که ترجیح می دهند سیاست را بر صدر نشانده و آنرا در راس همه امور قرار دهند چندان خوش نیاید ولی چه به ذائقه سیاستمداران و بازیگران سیاسی خوش بیاید و یا نه باید به این واقعیت تلخ و هشدار دهنده اعتراف کرد که در مدتی که همه به نزاع سیاسی و یقه گیری مشغول بودند تهدیدات اجتماعی و امنیتی بسیار زیادی متوجه جامعه شد و توانست زنگهای خطر را در کشور به صدا در آورد.
    ممکن است عده ای استفاده از عنوان « زنگ خطر » را مبالغه آمیز تلقی کرده و با بکار بردن این عبارت برای توصیف وضعیت اجتماعی موافق نباشند ولی « واقعیات » و « آمار » اصلا به خوشامد ما اعتنا نمی کنند و از میل ما تبعیت نمی نمایند. قطعا بی اعتنایی به واقعیتها و علائم هشدار دهنده نه تنها افتخارآمیز و قدرت آفرین نیست بلکه برعکس نشان از بی تدبیری و بی کفایتی دارد.
    توجه به فجایع اخلاقی تکان دهنده ای که در هفته های اخیر در اطراف تهران رخ داده و همچنین تاملی در آمار اطلاعات و رویدادهای مربوط به ناهنجاری های اجتماعی نشان می دهد که مفاسد و ناامنی های اجتماعی تا چه اندازه گسترش یافته و ضریب امنیت عمومی تا کجا تنزل داشته است . اینکه بالاترین مقام انتظامی کشور از افزایش 25 درصدی برخی جرائم و بزهکاریها کاهش سن اعتیاد رشد فزاینده مفاسد اخلاقی تجاوزات به عنف و... خبر می دهد طبعا باید مسئولان و دلسوزان جامعه را به خود آورده و به چاره اندیشی وادار کند . اینکه دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر اعلام می کند 15 میلیون نفر در کشور در معرض اعتیاد قرار دارند سالانه صدها هزار نفر وارد دایره اعتیاد و مصرف دائم و تفننی مواد مخدر می شوند قرص های روان گردان به سهولت در خیابانها عرضه می شود ماده مخدر شیشه که قبلا به قیمت 120 میلیون تومان از خارج به کشور قاچاق می شد اکنون به قیمت 20 میلیون تومان در کوچه پس کوچه های تهران تولید می شود و... آیا اینها زنگ خطر را به صدا در نمی آورند !
    آیا اگر برخی مراکز رسمی همچنان پس از سالها اصرار کنند که تعداد معتادان کشور فقط 1 2 میلیون نفر است و یا آموزش و پرورش از یک طرف آمار 30 هزار نفری دانش آموزان معتاد را انکار کند و از طرف دیگر اقدام به اخراج آنها از مدارس نماید واقعیتها تغییر می یابد
    چرا اخبار افزایش سرسام آور لانه های فساد و کاهش سطح عفت عمومی و گسترش مفاسد در سطوح مختلف جامعه فقط در بولتن های مهر و موم شده و غیرقابل انتشار می ماند و چاره اندیشی جامع و راهکار مناسبی برای آن اتخاذ نمی شود و نهایتا اگر اتخاذ تدبیری شود همه مسئولیتها و راهکارها در برخوردهای انتظامی فصلی و مقطعی خلاصه می گردد کافی است فقط یک روز به اخبار تکاندهنده صفحات حوادث مراجعه نمائیم تا متوجه شویم که چه مسائل خطرناکی در زیر پوست جامعه در جریان است و چه خطرات هولناکی که بسیار ناگوارتر از تحولات سیاسی است جامعه را تهدید می کند.
    متاسفانه انحرافات اجتماعی و مفاسد اخلاقی در سایه بی تفاوتی مسئولان و مدیران جامعه ریشه دوانده و روز به روز عمیق تر شده و به علت دیده نشدن و پنهان بودن در زیر لایه های جامعه از دیدها پنهان مانده است گرچه این روزها میوه های تلخ این زقوم نیز آشکار شده ولی باز هم عده ای خود را به غفلت زده و با نادیده گرفتن این شواهد آن را به معنای نبود چنین هشدارهایی می انگارند.
    امروز متاسفانه علیرغم به صدا در آمدن زنگ های خطر مدیران فرهنگی اجرایی انتظامی و امنیتی که به خاطر اشتغالات و سرگرمی های سیاسی آستانه بی تفاوتی هایشان نسبت به سایر حوزه های اجتماعی بالا رفته این هشدارها را نادیده می گیرند و نیاز جامعه را به امنیت اجتماعی و اخلاقی جدی تلقی نمی کنند; در حالی که اگر قرار باشد پیشرفت و کمال و توسعه ای هم بوجود بیاید همه آنها در پرتو اخلاق و امنیت اجتماعی خواهد بود.
    با کمال تاسف باید اذعان کرد جامعه ما به شدت در مقابل بداخلاقی ها مفاسد اجتماعی و انواع بزهکاریها و ناهنجاریها آسیب پذیر شده و پرونده انحراف های اجتماعی روز به روز قطورتر می شود بدون اینکه کسی نسبت به آن احساس مسئولیت کرده و درصدد پاسخگویی برآمده و به دنبال راهکار باشد. عفت عمومی و اخلاقیات و تعاملات اجتماعی به شدت در معرض شکنندگی قرار گرفته است . لجام گسیختگی های رفتاری و بی بندوباریهای اخلاقی گریز از مسئولیت های اجتماعی عدم پایبندی به قوانین سست شدن بنیانهای خانواده بالا رفتن سن ازدواج گسترش روابط نامشروع و گسسته شدن روابط اجتماعی سالم و بالنده وجدان های بیدار را بشدت آزرده است .
    متاسفانه در این میان آنچه به این موج نگران کننده دامن می زند گرایشات غیرشفاف و عملکردهای آمیخته با بی صداقتی برخی مدیران در رده های مختلف است که عاملی برای تشویق متخلفین به تمایلات و وسوسه های هنجارشکنانه محسوب می شود و موجبات ایجاد تضاد و تعارض را در حوزه دین باوری و دینداری مردم فراهم می کند. طبعا افرادی که در مصادر امور قرار دارند باید مسئولیت پذیرترین و متعهدترین افراد نسبت به رعایت قوانین اجتماعی و ضوابط اخلاقی و رفتاری باشند. این ضعف را جامعه برنمی تابد که عناصر مسئول در جامعه به ارزشها و هنجارهای جامعه بی توجه باشند. ارزش های اخلاقی و فرهنگی در یک جامعه دینی فقط درصورتی که در عملکرد مدیران و مسئولان متجلی شود مردم از آنها الگوبرداری می کنند.
    عامل دیگری که در کنترل مفاسد اخلاقی و انحرافات اجتماعی می تواند نقش آفرینی کند انجام اقدامات موثر در نهادینه کردن مسائل فرهنگی و اخلاقی و تقویت پایه های آن در نهاد خانواده و آموزش و پرورش است که متاسفانه راهکار اجرایی مشخصی برای آن وجود ندارد و دستگاههای آموزشی تربیتی و فرهنگی به دنبال رفع و رجوع کردن مسائل روزمره هستند و از برنامه ریزی و آینده نگری باز مانده اند. در این میان رسانه ها بویژه رسانه ملی نیز علیرغم عملکرد مثبتی که در بعضی زمینه ها دارند در الگوسازی فرهنگی نه تنها توفیقی نداشته اند بلکه از طریق بدآموزی ها زمینه ساز بسیاری از ناهنجاری ها و رفتارهای خلاف اخلاق و خلاف قانون شده اند.
    دستگاه قضایی نیز که در پیشگیری از جرائم و برخورد با بزهکاریها باید جدی و قاطع عمل کند و امنیت اجتماعی را افزایش دهد آنچنان ضعیف ظاهر شده که اخلالگران را به طمع انداخته است . تردیدی نیست که وجود منکرات و مفاسد در سطح جامعه عناد با ارزشها بی حجابی و بدحجابی ها به سخره گرفتن تقیدات توزیع آشکار مواد مخدر و آلات لهو و لعب نفی ارزشهای اخلاقی عدم پایبندی به موازین و مقررات روابط آزاد جنسی بین زن و مرد به سبک و شیوه غربی و... عدم برخورد قاطع دستگاه قضایی و انتظامی با مفاسد آشکار است .
    از سوی دیگر ضرورت پیشگیری از وقوع جرم که به عنوان یکی از وظایف ذاتی قوه قضائیه در قانون اساسی به آن تصریح شده آنچنان برزمین مانده و به آن بی توجهی می شود که گویی چنین وظیفه ای برای این قوه اصلا وجود خارجی ندارد. طرحهای امنیت اجتماعی هم آنقدر محاسبه نشده فصلی بدون پشتوانه و سیاسی انجام می شود که قبل از اجرا می توان عدم موفقیت آنرا پیش بینی کرد.
    چرا چنین است آیا زنگهای خطر به اندازه کافی هشدار دهنده نیستند چگونه است که خانواده ها والدین افراد عادی و کم مسئولیت به تمام و کمال این خطر را حس می کنند ولی مسئولین مدیران برنامه ریزان جامعه و جریانات سیاسی یا آنرا احساس نمی کنند و یا با بی تفاوتی از کنار آن می گذرند آیا می شود روزی هم مسئولین به این باور برسند که تامین امنیت اجتماعی پایدار برای مردم از نان شب آنها واجب تر است

  • دسته ها :
    X